على ربانى گلپايگانى
23
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ولى بايد توجه داشت كه اين فلسفه ، با فلسفهء اولى يا علم كلى و حكمت الهى ، تنها مشابهت لفظى دارد ، ولى حقيقت اين دو ، كاملا ممتاز از يكديگر است . از طرف ديگر ، مسائل فلسفه اولى دو دستهاند : 1 - مسائل فلسفى خالص : يعنى مسائلى كه در تحقيق پيرامون آنها به هيچ وجه به علوم طبيعى و غيره نيازى نيست . اين مسائل در قلمرو فلسفه مىرويند و از جويبار انديشههاى برين عقلى و از رهگذر اسلوب برهانى آبيارى مىگردند . و به عبارت ديگر : اين مسائل فلسفى ، مسائلى هستند كه نهتنها از نظر اسلوب و ابزار شناخت ، به علوم طبيعى وابستگى ندارند ، بلكه در اصول موضوعه خود نيز مستقل و خودكفا مىباشند . و عمدهء مسائل فلسفهء اولى كه ستون فقرات آن را تشكيل مىدهند ، اينگونهاند . 2 - مسائل غير خالص فلسفى : يعنى مسائلى كه به گونهاى با علوم طبيعى در ارتباطند ، و احيانا برخى از مبادى و مقدمات آنها از علوم ديگر أخذ مىگردد . پارهاى از مسائل مربوط به جواهر و اعراض از اين قبيل مىباشند . و تحوّل مسائل علوم طبيعى در سرنوشت اين دسته از مسائل فلسفى تأثير خواهد گذاشت ، و آگاهى فيلسوف از آراء علمى ، مفيد و لازم است . و هرگاه خود ، متخصص و صاحبنظر در اين علوم نباشد ، از خبرگان و متخصصان كمك مىگيرد « 1 » . لزوم آگاهى بر مكاتب فلسفى غرب آنچه مىتواند براى فيلسوف الهى كه با آراء فلاسفه اسلامى سروكار دارد مفيد باشد آگاهى بر مكاتب فلسفى غرب است ، بدون شك آگاهى بر ديدگاههاى فلسفى فلاسفهء اروپايى ( از قرن هفدهم به بعد ) نظير : دكارت ، لايب نيتس ، كانت
--> ( 1 ) به مقدمه مقاله هشتم اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 3 ، رجوع شود . لازم به يادآورى است كه اين جانب آراء استاد شهيد مرحوم مطهرى را در زمينهء رابطهء فلسفه و علوم تجربى در يك مقاله گرد آوردهام . طالبان به مجله نور علم ، دورهء سوّم ، شماره ( 11 ) رجوع نمايند .